آیا این آیه درباره حضرت علی (عیله السلام) است شماره 3 ؟

بخش سوم

قسمت دوم آیه 3 سوره مائده  دو مطلب است و آن اینکه :

در یک روز معین ، هم کافران از پیروزی بر مسلمانان مأ یوس شدند و هم دین خدا تکمیل گردید . حالا باید ملاحضه کرد آن روز کدام روز است که این دو حادثه در آن به وقوع پیوست ؟ ما آنچه در تعین این روز گفته شده و یا ممکن است به ذهن خطور کند از نظر می گذرانیم:

1 – روز بعثت :

بطور مسلم در روز بعثت این دو حادثه به وقوع نپیوسته است ، زیرا در آن روز نه کافران مأ یوس بودند و نه دین بیان شده بود تا تکمیل گردد.

2- روز فتح مکه :

این احتمال مانند احتمال سابق است ، زیرا فتح مکه در سال هشتم شوال صورت گرفت در حالی که بسیاری از پیمان هایی که مسلمانان با کافران داشتند به قوت خود باقی بود و مشرکان مجاز بودند که مانند جاهلیت رسوم حج را بجا آورند ، از این لحاظ یأ س بر کافران مستولی نبود و دین خدا را در آن روز تکمیل نشده بود ، چه بسا احکامی داریم که پس از فتح مکه بیان شده بود .

3- روزی که اعلام بیزاری شد :

یعنی روزی که حضزت علی ( علیه السلام ) سوره برائت را بر مشرکان خواند .

در آن روز اگر چه مشرکان شبه جزیره از هرگونه پیروزی مأ یوس گشتند ، ولی در آن روز دین از نظر بیان احکام کامل نگشته بود ، چه بسا احکامی مانند ((حدود و قصاص )) که در همین سوره مائده بعدا نازل گردیده و ما باید روزی را نشان بدهیم که این دو موضوع با هم در آن روز اتفاق افتاده باشد.

4- روز (( عرفه )) از حجة الوداع :

بیشتر مفسران اهل تسنن این احتمال را انتخاب کرده اند و روایاتی نیز نقل نموده اند ، ولی ما تصور می کنیم که این روز نیز ظرف دو حادثه خطیر نبوده ، زیرا در این صورت باید دید کافرانی که از پیروزی بر مسلمانان مأ یوس شدندچه کسانی بودند ، اگر مقصود کفار قریش یا عموم بت پرستان شبه جزیره باشد ، بطور مسلم روز یأس و نامیدی آنان غیر از این روز بود ؛ زیرا قریش در روز فتح ((مکه )) و بقیه پس از قرائت (( سوره برائت )) از هرگونه تفوق مأ یوس گشتند ، نه در روز ((عرفه )) ؛ اگر مقصود مطلق کافران روی زمین باشند – خواه در جزیرة العرب و خواه در جاهای دیگر- به طور قطع یک چنین یأ س عمومی تا آخرین دقایق عمر پیغمبر (ص) به وجود نیامده بود .

گذشته از این ، مقصود از تکمیل دین چیست؟آیا مقصود تعلیم وظایف حج است ؟

پر واضح است که به یاد دادن واجبات یک عمل ، دین گفته نمی شود ، یا این که مراد بیان حلال و حرام است که در این سوره ( مائده ) بیان شده است ؟ در حالی که بسیاری از احکام مانند ارث و احکام ربا ، طبق گفته اهل تسنن پس از روز عرفه در دسترس مسلمانان قرار گرفته است.

باید اعتراف کرد که منظور از یأس ، نامیدی مخصوص است که توأم با تکمیل دین می باشد و این موضوع با نصب وصی صورت می گیرد و بس ؛ زیرا بسیاری از آیات قرآنی به این مطلب گواهی میدهد که همواره کافران چشم طمع در دین مسلمانان دوخته بودند و آخرین آروزی آنان این بود که مسلمانان را از آئین خود باز دارند و به کیش نیاکشان برگردانند ، چنان که می فرماید:

وَدَّ کثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَبِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَنِکُمْ کُفَّارا

بسیارى از اهل کتاب، از روى حسد -که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو مى‏کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند.(بقره /109)

و آیاتی به این مضمون نیز داریم.

ولی مسلمانان روز به روز پیشرفت می کردند و مشرکان مکه سنگر ها را یکی پس از دیگری از دست می دادند و دایره امید کافران ساعت به ساعت تنگ می شد .آخرین پناهگاه خیلی و دژموهوم آنان این بود که چون آورنده آئین جدید فرزندی ندارد که پس از او زمامدار مسلمان شود و حکومت جوان اسلام را رهبری کند ؛ از این لحاظ کاخ حکومت و آئین اسلام پس از در گذشت وی فرو خواهد ریخت و چیزی طول نخواهد کشیدکه بر آنان پیروز خواهند شد و اوضاع به حال خود باز خواهد گشت.

قران این حقیقت را در آیه زیر از مشرکان نقل می کند و می فرماید :

أَمْ یَقُولُونَ شاعِرٌ نَّترَبَّص بِهِ رَیْب الْمَنُونِ( 30/طور )

  بلکه آنها مى‏گویند: «او شاعرى است که ما انتظار مرگش را مى‏کشیم»

این آخرین فکری بود که امید واری کافران را محقق می ساخت ولی در روزی که رسول خدا  وصی و رهبر مسلمان را پس از خود تعیین نمود ، آن روز روزی بود که شبحی از ترس و یأس برفراز آسمان زندگی مشرکان سایه افکن شد و چشم طمع برداشتند ؛ در آن روز علاوه بر این که یأس سراسر آنان را فراگرفت ، آئین اسلام به صورت یک دین ریشه دار و قابل بقاء در آمد و پیامبر با تحکیم و تثبیت علل استقرار و بقاء- یعنی تعیین رهبر- دین خود را کامل نمود با در نظر گرفتن این معنا جمله های قسمت دوم باهم کاملا مربوط و متناسب می گردد.

پایان بخش سوم .

پایان مقاله.

با دادن نظراتتان ما را در بهتر شدن وبگاه تخصصی قرآن کریم یاری فرمایید.